آرش فدایی کیه؟

من حسین فداییام، ولی همه منو آرش فدایی صدا میزنن. یک برنامهنویس PHP هستم که چند سالی میشه تو دنیای وب فعالیت دارم. اینجا قراره داستان زندگیم رو خیلی راحت و خودمونی تعریف کنم؛ انگار نشستیم کنار هم چای میخوریم. خب، بزن بریم!
از بچگی عاشق ساختن چیز جدید بودم. همیشه با اسباببازیها یا هر چیزی که دم دستم بود یه چیزی میساختم و میگفتم “اختراع کردم!”. فکر میکردم یه روزی دانشمند یا استاد دانشگاه میشم، اما اصلاً فکرشو نمیکردم برم سمت برنامهنویسی وب. خلاصه همیشه دوست داشتم خلاق باشم، چیزای جدید یاد بگیرم و پیشرفت کنم.
بزرگتر که شدم، یه بار به سرم زد که کاش یه ربات داشتم که کمکم کنه. چند بار تلاش کردم خودم بسازمش، اما خب منطقی نبود! خندهدار ولی بخشی از مسیر رشدم بود.
کلاس هفتم پایتون یاد گرفتم و عاشقش شدم. یه سمینار مدرسهای باعث شد با خانم فرهمندی آشنا بشم و حتی کدهایی که روی کاغذ نوشته بودم رو براش توضیح بدم چون کامپیوتر نداشتم! بعد از ارسال رزومه، بورسیه خانه ریاضیات اصفهان رو گرفتم و وارد دنیای جدیدی شدم.
همیشه برام سوال بود سایتها چطور کار میکنن؟ خرید؟ دیتابیس؟ درخواستها؟ همین کنجکاوی باعث شد وارد دنیای وب بشم.
وارد دنیای PHP شدم. سینتکسش رو دوست داشتم و فهمیدم تو ایران بازار کار خیلی خوبی داره. همین شد مسیر اصلی من.
PHP یاد گرفتن رو شروع کردم، اما کامپیوتر نداشتم. لپتاپ خواهرم هم از دست رفت و مجبور شدم برنامهنویسی رو کنار بذارم و برم هنرستان برق. هیچ ربطی نداشت، اما چارهای نبود.
سه سال برق خوندم و همزمان برقکاری ساختمان میکردم. اما این مسیر من نبود. من عاشق کدنویسی بودم.
یه روز وسط کار فهمیدم این مسیر من نیست. با پول سیمکشی یک پروژه، یک کامپیوتر خریدم و با میز آرایش خواهرم کدنویسی رو شروع کردم. روز کارگری، شب برنامهنویسی.
شروع کردم نمونهکار ساختن، تولید محتوا، ساخت سایت موزیک و فروشگاهی. فهمیدم مارکتینگ چقدر مهمه!
با شرکتها و افراد مختلف کار کردم. فریلنسری درسهای زیادی داد؛ از مدیریت پول تا مهارتهای نرم.
دورههای مختلف رفتم: مارکتینگ، برنامهنویسی، بیزینس. فهمیدم باید روی یک مسیر اصلی متمرکز بمونم.
از همه آدمها چیزی یاد گرفتم. از برنامهنویس گرفته تا یک کودک ۶ ساله. زندگی مجموعه تجربههاست.
الان در مسیری هستم که نمیدونم چند سال بعد به کجا میرسه، اما این متن رو مینویسم تا آینده بخونمش. شما هم داستان خودتون رو بگین، خوشحال میشم!